معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
152
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
قول ديگر درين قصّه عبرتست مجرمان را كه برادران يوسف چندانكه با برادر آن جفا و بىمروتى نمودند ، آخرالامر از يوسف در برابر هر جفائى و بىمروتى صد وفائى ديدند ، و در محاذات هر كدورتى صد صفا مشاهده كردند . مولى تعالى بعاصيان محمدى ( ص ) مىنمايد ، كه يوسف كريم بود ، اما نه چون من ، هر چند برادران در حق وى جفا كردند ، از ايشان درگذرانيد و از برادران بيزارى نكرد ، تو هر جفا كه كردهء در حق خود كردهء ، نه در حق من ، و من كه « اكرم الاكرمين و ارحم الرّاحمين » هستم از تو درگذرانم و بعد از آشنائى بيگانه نگردانم ، برادران هر چند جفا كردند نام برادرى از ايشان برنخاست « 1 » ، بندهء مؤمن نيز اگر بعصيان نام مؤمنى از وى برنخيزد چه عجب . قول ديگر اى درويش در اين قصه عارفان را زيادتى معرفتست ، تايبان را اميدوارى مغفرتست ، صابران را نويد راحتست ، محسنان را اميد رحمت است ، متوكّلان را وعدهء زيادتست ، متحملان را مژدهء سيادتست ، داعيان را بشارت اجابت است ، محتاجان را برآوردن حاجت است ، محزونان را تقرب « 2 » بشارت است ، مغبونان را به رحمت اشارتست ، كاشفان اسرار را ملامتست ، حافظان اسرار را كرامتست ، مكاران را غرا امّتست ، بدكاران را ندامت است ، معصومان را لباس سلامتست ، محرومان را پلاس شآمتست ، مخلصان را ياراى در كشيدن بار امانتست ، محبّان را دلدارى در رسيدن سنگهاى ملامتست . عاشقان را « 3 » هر زمان سنگ ملامت مىرسد * ليكن اندر هر ملامت صد كرامت مىرسد هر كسى را زير دندان شكر شادى نهند * عاشقان را غير انگشت ندامت « 4 » كى رسد
--> ( 1 ) - د : بر نخواست . ( 2 ) - د - ح : به قربت . ( 3 ) - د : آسمان را . ( 4 ) - د : ملامت مىرسد .